به باور يك پژوهشگر قرآنی، قرآن كريم برای القاء مفاهيم غيبی از استعاره و تشبيه، مجاز يا كنايه و امثال فنون بلاغی استفاده كرده كه ملموس و مألوف در زبان عربی است و در ميان امت اسلام تا آخرالزمان نيز میتواند ملموس و قابل ادراك باشند. سيده فاطمه هاشمی، عضو هيئت علمی گروه علوم قرآن و حديث دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مركزی، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در تبيين زبان وحی قرآنی و روش فهم آن اظهار كرد: اراده و مشيت الهی در طول تاريخ اين بوده است كه صاحبان و رسولان شرايع الهی كه برای انسانها آمدهاند و با انسانها سخن گفتهاند، به زبان همان قوم و گروه سخن گفتهاند. چنانكه در قرآن كريم، در آيه شريفه 4 از سوره مباركه ابراهيم در اينباره آمده است:«وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ؛ و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم». وی افزود: از آنجا كه شريعت جاودانه اسلام هم در ميان قوم عرب نازل شد و ظهور يافت، كتاب آسمانی قرآن نيز به زبان عربی رسا و آشكار نازل شد. آياتی از قرآن شاهد بر اين مدعاست، از جمله دومين آيه شريفه از سوره مباركه يوسف كه میفرمايد:«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛ ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم باشد كه بينديشيد». عضو هيئت علمی واحد تهران مركز با اشاره به آيه شريفه 103 از سوره مباركه نحل، گفت: خداوند در اين آيه میفرمايد: «وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُّبِينٌ؛ و نيك مىدانيم كه آنان مىگويند جز اين نيست كه بشرى به او مىآموزد، نه چنين نيست زيرا زبان كسى كه اين نسبت را به او مىدهند غير عربى است و اين قرآن به زبان عربى روشن است». وی با تأكيد بر آنكه زبان وحی عربی قرآن، عربی مبين، رسا و بدون پيچيدگی است، گفت: يعنی همان زبان متعارف است كه برای همگان قابل فهم است، منتها اختلاف ادراكی و اختلاف ظرفيتها در درك مطلب آن مؤثر است و بديهی است كه هر كس به اندازه استعداد و ظرفيت فهم خود از آن مطلبی را میفهمد. هاشمی با بيان اينكه آيات قرآن ظاهری و باطنی دارد، تصريح كرد: در روايات ما از رسول اكرم(ص)، اميرالمؤمنين و همچنين امام محمدباقر(ع) آمده است كه «ما فی القرآن آية إلاّ و لها ظهر و بطن، ظهره تنزيله و بطنه تأويله». يعنی آيهای در قرآن نيست مگر برای اينكه ظاهر و باطنی دارد. ظاهر آيات قرآن بسيار روشن است و قابل فهم برای همه مخاطبان، ولی باطن آيات قرآن نياز به تدبر دارد. وی با بيان اينكه هر كس يارای دستيابی به تأويل قرآن را ندارد، تصريح كرد: تنها راسخان در علم، آنانكه علمشان استوار، قطعی و متصل به عالم غيب است میتوانند در قالب روايات صادره به بيان تأويل و تفسير بطنی قرآن بپردازند. اين ويژگی منحصر به «راسخان فی العلم» يا همان چهارده معصوم(ع) است كه خداوند آنان را آگاه كرد و ايشان نيز علم به آن تأويلات و بطونات را برای امت خبر دادهاند. اين پژوهشگر قرآن و حديث افزود: در روايتی منقول از امام محمدباقر(ع) است كه حضرت به عمرو بن عبيد فرمودند: «فانما على الناس ان يقرؤوا و القرآن كما انزل، فاذا احتاجوا فى تفسيره فالاهتداء بنا و الينا يا عمرو؛ بايد مردم قرآن را بخوانند آنچنان كه نازل شده آنگاه كه نياز به تفسير داشتند بايد از ما نور بگيرند و به سوى ما بيايند». وی با اشاره به وجود آيات محكم و متشابه در قرآن كريم، تصريح كرد: خداوند در آيه شريفه هفت از سوره مباركه آل عمران میفرمايد: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللّهُ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ؛ و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا حقايق را براى آنان بيان كند پس خدا هر كه را بخواهد بىراه مىگذارد و هر كه را بخواهد هدايت مىكند و اوست ارجمند حكيم». هاشمی خاطرنشان كرد: دلالت محكمات قرآن بر معانی، روشن و رساست، اما دلالت متشابهات، پيچيده است و محتاج علمی حقيقی است. بصيران واقعی آيات قرآن كه همان راسخان فی العلم هستند، بنا به علم و اذن الهی، پرده از متشابهات برداشته و راه رسيدن به حقايق نهفته و ارجاع به محكمات را به امت تعليم میدهند. در هر حال مطابق حكمت الهی و به گواه تاريخ، مردم در هر زمان، زبان پيامبران و رسولان باطنی خود را میفهميدهاند و چنين نبوده كه پيروان پيامبری گفته باشند كه ما زبان پيامبر(ع) خود را نمیفهميم. وی با بيان اينكه زبان وحی در ميان هر امت، خصوصا زبان قرآن در ميان امت اسلام تا آخرالزمان قابل فهم است، گفت: البته بايد توجه داشت كه درك سطح و مراتب اوليه و ظاهر آن برای عموم ميسر است و درك سطح و مراتب عميقتر و باطنی آن برای انبياء و اوليای الهی ميسر است كه به مردم تعليم میدهند. با اين توضيحات میتوان فهميد كه راه رسيدن به حقيقت و كنه قرآن برای بشر بسته نيست. وی با اشاره به شبهاتی كه اخيرا درباره فهم زبان دين و وحی قرآنی مطرح شده، تصريح كرد: از جمله اين شبهات آن است كه چون وحی الهی پيامی از عالم غيب و ماورای ماده است، پس الفاظ و عبارات مادی نمیتواند بيانگر مفهوم حقيقی ماورا ماده باشد؛ يعنی اساسا ماده چگونه میتواند با حقيقت وحی ارتباط داشته باشد. عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد با اشاره به شبهه رمزی بودن زبان قرآن گفت: شبهه ديگر آنكه چه بسا زبان وحی زبان رمزی است كه هر كس نمیتواند آنرا بفهمد. ماحصل اين شبهه و امثال اين شبهات اين است كه از ظاهر تعابير كتب آسمانی نمیتوان پی به حقيقت آن برد. وی در پاسخ به اين شبهه با بيان اينكه كليات تعاليم وحی كاملا صريح و رسا است، اظهار كرد: هر كس مقدمات يادگيری زبان عربی و علوم مقدماتی ورود به فهم و تفسير قرآن را در خود مهيا سازد میتواند آنرا بفهمد، منتها برای شناخت كاملتر، بيان جزئيات و تفاصيل آن و فهم بطون آيات حتما بايد از علوم معصومين(ع) كه ناشی از علم خداست بهر گرفت. هاشمی افزود: عدم تناسب الفاظ و عبارات به ظاهر مادی قرآن با حقيقت وحی قرآنی در واقع، قصور از ناحيه انسانها است و نه وحی. از همين رو است كه برای قرآن كريم، القاء مفاهيم غيبيی از استعاره و تشبيه، مجاز يا كنايه و امثال فنون بلاغی استفاده كرده كه ملموس و مألوف در زبان عربی است و بلكه در ميان امت اسلام تا آخرالزمان ملموس و قابل ادراك باشند. |