به روز آوري: 20 بهمن 1388

14/6/1389

 
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

 

اسلام، قرآن را و مسيحيت، عيسی (ع) را وحی می‌دانند
آيت‌الله مهدی هادوی تهرانی

آيت‌الله هادوی تهرانی معتقد است كه از ديدگاه اسلام، قرآن بر پيامبر (ص) وحی شده و رسول اكرم (ص) فرستاده و پيامبر خدا است در حالی كه مسيحيت، عيسی (ع) را وحی می‌پندارد.
آيت‌الله مهدی هادوی تهرانی، عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل البيت (ع) در گفت‌‌وگو با سرويس انديشه خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در مورد بررسی زبان دين و قرآن اظهار كرد: هرمنوتيك نسبی‌گرا با مفاهيم اسلامی، مخالفت دارد، چرا كه يك بستر ديگری با يك مبانی ديگری شكل گرفته است.
وی افزود: البته اين نظريه در غرب هم منتقدانی دارد كه من در همين كتاب «مبانی كلامی اجتهاد» قسمتی از انتقادهايی كه خود انديشمندان غربی به آن داشته‌اند را نقل كرده‌ام. فيلسوف آلمانی‌تبار به نام هيرش كه در آمريكا زندگی می‌كند، يكی از كسانی است كه آراء گادامر را تخطئه و نقد می‌كند. وی در ‌ ‌پاسخ به اين سؤال كه در اين علم هرمنوتيكی ظاهرا ديدگاه اومانيستی هم وجود دارد و قابل رديابی است، همين كه گفته می‌شود نيت مولف، در واقع صاحب متن ـ مثلا خداوند ـ را انسانی فرض كرده كه محدود و متأثر از شرايط است. آيا اين نيز از مقوله تفاوت‌های ميان فلسفه و تفسير اسلامی با هرمنوتيك نيست؟ عنوان كرد: اين، بحث ديگری است. اصلا وحی در اصطلاح اسلامی با وحی در اصطلاح مسيحی تفاوت دارد.
اين مدرس سطح عالی حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: همچنين تلقی مسيحيان از خدا متفاوت است. ما معتقديم كه خدا حقيقت مطلق برتر است كه به هيچ وجه ممكن نيست در قالب يك انسان ظهور كند و به زمين بيايد و در كنار آدميان زندگی كند، بلكه خدا حقيقت برتری است كه همه جا هست. در همه چيز داخل است، «ليكن لا بالممازجه»؛ با همه چيز هست، اگرچه خيلی چيزها با او نيستند؛ يعنی «هو معكم اينما كنتم»؛ اما نه به اين كه انتم معه دائما.
مؤلف «ولايت و ديانت» اظهار كرد: يك نوع معيتی كه از سوی او هميشه هست، ولی ممكن است كه ما با او نباشيم. پس خدايی كه ما می‌گوييم، خدايی است كه حقيقت هستی را پر كرده، همه جا حاضر است «ولا رطب و لا يابس الا فی كتاب مبين». او حتی لحظه‌ای از چيزی غافل نمی‌شود «لا تاخذه سنة و لانوم» .
اين محقق علوم اسلامی خاطرنشان كرد: اما مسيحيت باور عمومی‌اش اين است كه حضرت عيسی (ع) خود خداست كه در قالب بشری ظهور كرده، پس به اين اعتبار، عيسی وحی است چون وحی، يعنی ظهور خدا. اما ما هرگز به خود پيامبر (ص) وحی نمی‌گوييم. اصلا وحی يعنی پيامی كه خدا برای پيامبرش می فرستد.
هادوی تهرانی در ادامه سخنش اظهار كرد: از اين رو، ما معتقديم كه الفاظ قرآن بر پيامبر (ص) وحی شده و رسول اكرم (ص) را فرستاده و پيامبر خدا می‌دانيم، در حالی كه آن‌ها معتقدند كه عيسی پيامبر نيست، بلكه خود خداست كه در قالب بشری ظهور كرده است. آن‌ها می‌گويند حواريون عيسی، پيامبر هستند و كتاب مقدس مسيحيان - كه دو بخش عهد عتيق و عهد جديد دارد و عهد جديد نيز مشتمل بر چند بخش است كه فعلا اناجيل (انجيل ها) مورد نظر ماست. منتهی اين كتاب مقدس كه برايش قداست قائلند، يك تاليف بشری است.
اين مدرس سطح عالی حوزه عليمه قم افزود: در ميان پروتستان‌ها بعضی هرمنوتيك‌ها مثل شلايرماخر، ديلتای و گادامر متدين هستند، ولی درباره بعضی هرمنوتيك‌ها مثل هايدگر اصلا دين‌دار بودنشان محل بحث است، زيرا بعضی معتقدند كه هايدگر ملحد است و برخی هم می‌گويند كه هايدگر آن خدايی را كه دين مسيحيت تصوير و ارائه كرده، منكر است.
وی در بيان مدعای خود اظهار كرد: زيرا تصوير مسحيت از خدا، تصويری مخدوش است. لذا هايدگر خدا را قبول دارد، چون در تعابيرش حقيقت مطلق را قبول دارد. به هر حال مجموعه مفاهيم و تصاويری كه در فضای فكری مسيحی وجود دارد با مفاهيم فضای فكری اسلامی متفاوت است.
مؤلف «مكتب و نظام اقتصادی اسلام» تصريح كرد: از اين رو، وقتی يك مسيحی مثل شلايرماخر می‌خواهد هرمنوتيك را بنيان‌گذاری كند، درصدد پايه‌گذاری روش عمومی تفسير متن برمی‌آيد، يعنی او بين متنی كه نويسنده‌اش يك انسان عادی باشد با كتاب مقدس، تفاوتی قائل نيست، زيرا می‌گويد اگرچه كتاب مقدس محتوايش وحی است، ليكن نوشته يك انسان است. لذا تفاوتی ميان يك متن وحی با كتابی كه محتوايش غير وحی يا مثلا قصه و داستانی باشد، قائل نيست.
اين اسلام شناس در ادامه اظهار كرد: در حالی كه ما معتقديم، قرآن خودش، وحی است، حتی برای ائمه (ع) مرتبه‌ای از علم قائليم كه انسان‌های متعارف واجد آن نيستند و امامان مطالب خود را با بهره‌گيری از آن علم بيان كرده‌اند. و اين از مسائل اعتقادی ماست و آن‌ها اين نكته را به اين شكل قبول ندارند.
وی با بيان اينكه البته آن‌ها می‌پذيرند كه به بعضی وحی می‌شده و مقصودشان از وحی، تجلی خداست عنوان كرد: از اين رو، هر كه را عيسی بر او تجلی كند، در زمره رسولان می‌دانند و معتقدند كه اين باب تجلی عيسی بسيار باز است و عيسی بر هر كه تجلی كند او فرستاده خدا و حامل پيامی برای مردم است. بر اين اساس، حواريون را رسول می‌دانند، حتی كسی مثل پولس را كه در واقع بنيانگذار الهيات مسيحی و يك يهودی ضد مسيحيت است و مدت‌ها به آزار مسيحيان پرداخته و بعدها ادعا نمود كه عيسی بر او ظهور كرده و از جانب عيسی مامور ترويج مسيحيت شده است، به عنوان مهمترين رسول مسيحی می‌شناسند.
هادوی تهرانی در ‌ پايان گفت‌وگو خاطرنشان كرد: بنابراين، آنچه را آنها وحی می‌دانند ظهور و تجلی خداست. لذا خود عيسی را هم به يك معنا وحی می‌دانند، در حالی كه ما می‌گوييم خود پيامبران از اين جهت كه تام و اكمل هستند آيه و نشانه خدا هستند، مثلا در قرآن از عيسی (ع) به عنوان كلمه ياد شده، ولی نه به اين معنا كه خود عيسی (ع) وحی است.

منبع: خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا)


چاپ                       ارسال براي دوست
 
Copyright © 2007-2008 www.ebnolkarim.ir All Rights Reserved